گزارش روز کیهان

گزارش روز کیهان بررسی می کند:

گشتی در فروشگاه های شهر کتاب پایتخت

شهر کتاب؛ پاتوق سفارتخانه های اروپایی!

 

 

 

 

تردد زیاد به فروشگاه حکایت عجیبی از دنیای بی رمق کتاب خوانی است، که در بوق و کرنا کرده اند. اینجا دنیای دیگری نیست. کودکانی که به دنبال کتاب های کمک آموزشی اند و دختران جوان رمان های خارجی را تعقیب می کنند و قفسه شعر هم پاسخگوی جمعیت های دو نفری جوان تر است.
قفسه روانشناسی عام هم پرمشتری است و انگار پولدار شدن و اعتماد به نفس یافتن و درمان سرپایی که از ق بل این کتاب های با قد و قواره ریز حاصل می شود به کار خیلی ها خواهد آمد.
کتاب های روانشناسی عام را روی میزهای دم دست مشتریان هم می توانیم ببینیم و متراژ زیادی از همه شهر کتابی ها را اشغال کرده اند. کتاب هایی با راه و روشهای غربی که توصیه های زیادی برای همه مشکلات زندگی دارند، اما قفسه کتب با محتوای غنی تر جایی در این فروشگاه ها ندارند!
در گزارش نخست به این نکته اشاره کردیم که فروشگاه های تحت عنوان شهر کتاب علی رغم آن چه تصور می شود شکل و شمایل دیگری دارد و با فلسفه اصلی اش که مدیران آن ادعا می کنند به کلی فاصله گرفته است.
شاهدش وفور کتاب های خاص از افراد روشنفکر خارج نشین ترک وطن کرده با محتوایی مملو از نسخه های پیچیده شده برای تغییر و براندازی و غیره.
کتاب هایی که شاید به سختی بتوان در کتاب فروشی ها یافت اینجا پیدا می شود و اگر هم به تورمان نخورد، غمی نداریم چون با بیعانه مختصری می توان آن را از بعضی شهر کتاب ها به دست آورد.


واقعیت های تلخ
درباره شهر کتاب به سراغ پیام فضلی نژاد، عضو دفتر پژوهش های موسسه کیهان رفتیم که پیش از این پژوهش هایی را درباره نهادهای فرهنگی مانند «خانه هنرمندان ایران» منتشر کرده است. از وی درباره یکی از مهم ترین کارکردهای اجتماعی «شهر کتاب» یعنی معرفی آثار و پیشنهاد کتاب پرسیدیم و اینکه سیاست تغذیه مطالعاتی شهر کتاب با بیش از 05 شعبه در کشور چه سمت و سویی دارد؟
فضلی نژاد در پاسخ به این سؤال می گوید: «خط مشی موسسه شهر کتاب کاملا مبتنی بر رویکردهای سکولار و مروج فلسفه سرمایه داری لیبرال است. درباره همین سؤال، شما نگاه کنید که چه کسانی لیست پیشنهاد کتابخوانی نوروزی را برای شهر کتاب تهیه کرده اند؛ لیستی که در سایت رسمی شهر کتاب منتشر شده است تا مردمی که مشتری این موسسه محسوب می شوند، در ایام فراغت نوروزی، کتاب های پیشنهادی شهر کتاب را بخوانند. مجتبی پورمحسن (نویسنده و روزنامه نگار فعال رادیو زمانه که وابستگی آن به سرویس اطلاعات و امنیت هلند آشکار است) در کنار علی اصغر سیدآبادی (دبیر سرویس فرهنگی روزنامه های زنجیره ای عصر اصلاحات و عضو ارشد حزب مشارکت) به همراه هومن پناهنده (نویسنده نشریات سکولار و عضو حلقه کیان) و مهشید نونهالی (رفیق رامین جهانبگلو و مرتبط با سفارتخانه های خارجی) و رضا شکرالهی (نویسنده چپ کرده ای که با پوزش از همه خوانندگان باید بگویم ایشان بچه های انقلاب را «عرزشی» می داند!) و... لیست «پیشنهاد کتابخوانی برای نوروز» شهر کتاب را تدوین کرده اند. وقت نیست تا من بگویم در آثاری که پیشنهاد شده، غیر از تقدیس و ترویج علوم انسانی غرب، رمان هایی با مضامین اروتیکال و زرد وجود دارد و وجه غالب آثار پیشنهادی این چهره ها نیز، برآیندی جز ترویج انگاره ها و ایده های غیردینی ندارد.»
از این پژوهشگر پرسیدیم که آیا این نمی تواند یک «خطا» باشد؛ مانند خطاهایی که طبیعتا در یک موسسه بزرگ ممکن است از سر غفلت اتفاق بیفتد. فضلی نژاد می گوید: «اگر به ریشه های تاریخی تاسیس شهر کتاب برگردیم، می بینیم که این یک «خطا» نیست، بلکه به تعبیر آقای حسین شریعتمداری یک «خط» است. شهر کتاب سال 4137 با حمایت سیدمحمد خاتمی که آن هنگام مشاور آقای هاشمی و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی بود، تاسیس شد. چهره هایی مانند «فخرالدین انوار» (عضو هیات امناء) و سیدمحمد بهشتی که اساسا از بانیان مافیای سرمایه داری در سینما و از حامیان لیبرالیسم فرهنگی بودند یا صادق خرازی (مشاور خاتمی و همراه سفرهای خارجی او) در راه اندازی و پیشبرد شهر کتاب مشارکت فعال داشتند. از سوی دیگر، در حال حاضر که 61 سال از عمر این مجموعه می گذرد، می بینید مثلا روز 91مرداد 9138 جلسه ای با حضور وزرا و مقامات اصلاح طلب دولت های سازندگی و اصلاحات در ساختمان شهر کتاب مرکزی برگزار می شود. در همین جلسه مهدی فیروزان (مدیرعامل شهر کتاب)، حسین محلوجی، علی میرزایی، سیدمحمد بهشتی و چند مترجم سکولار سرشناس حضور داشتند و موضوع جلسه هم تجلیل و معرفی کتابی بود از علی میرزایی (از کارگزاران هاشمی و خاتمی و مدیر مجله نگاه نو) که ماهیتا کتابش منطبق بر آرای فیلسوفان یهودی سکولار مانند س رآیزایا برلین شکل گرفته است. پس با یک ریشه عمیق که تولدش به 2 سال پایانی دولت سازندگی توسط کارگزاران همان دولت می رسد، روبه رو هستیم. بنابراین هم برخی از اعضای هیئت امنای شهر کتاب و هم برخی از سیاستگذاران آن در زمره کارگزاران دولت های سازندگی و اصلاحات بودند و گرایش های تکنوکراتیک و سرمایه داری شان را نیز بعضا پنهان نمی کردند و چهره های سرشناس حلقه کیان مانند مصطفی ملکیان و سروش دباغ که از فعالان فتنه سبز هستند، در برنامه های شهر کتاب حضوری فعال دارند، اما اینجا فرصت تبارشناسی نیست. این ریشه اکنون درختی فاسد است که اصلی ترین پاتوق فرهنگی سفارتخانه های اروپایی و آمریکایی هم به شمار می رود.»
عضو دفتر پژوهش های موسسه کیهان با اشاره به اینکه ماهیت و خروجی شهر کتاب، محصول تفکری است که از دل آن نهادهایی امثال «خانه هنرمندان» برای پیشبرد یک «جنگ استراتژیک نرم» در آمد، ادامه می دهد: «رویکرد استراتژیک شهر کتاب، همان رویکردی است که دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران دنبال می کند؛ یعنی گسترش آثاری که در اروپای شرقی سبب فروپاشی ایدئولوژیک و سقوط سیاسی آن کشورها شد. برای همین است که می بینید اولا سفرای کشورهای لهستان، چک، کرواسی که مولد ادبیات اعتراضی برای کودتاهای مخملی هستند، در شهر کتاب حاضر می شوند و سخنرانی می کنند. در آذر 9138 شهر کتاب برای درگذشت مارک اسموژینسکی (رابط رامین جهانبگلو با نهادهای امنیتی لهستان و ایران شناس) بزرگداشت گرفت و دقیقا یک سال پس از آن در آذر 0139 سفیر لهستان برای سخنرانی به شهر کتاب می رود. در همین میان کنفرانس «ایران شناسی» در دانشگاه شهر کراکف لهستان روز 41 تیر 0139 برگزار شد و از فعالان شهر کتاب دعوت شد و 2 ماه بعد در 12 شهریور گزارشگر شهر کتاب، گزارش سفرش به 3 پایتخت فرهنگی لهستان را منتشر می کند! این ها نمونه های کوچکی از تعامل شهر کتاب با کشورهای اروپای شرقی است. می دانید که از سال 4138 رسما سیاست کاخ سفید «پروژه لهستانیزه کردن ایران» با تمرکز بر «دیپلماسی فرهنگی» بود. این پروژه های امنیتی حتما خروجی هایی دارد و اگر بخواهیم سرنخ ها را بشناسیم باید براساس یک مدل، تعاملات شهر کتاب با سفارتخانه های خارجی را بررسی کنیم. شگفت این است که آقای علی عبداللهی روز 52 اردیبهشت 0139 می گوید که «چون نویسندگان اروپای شرقی به فرهنگ ما نزدیک ترند» بهتر است شهر کتاب سبک نویسندگی اروپای شرقی را رواج دهد؛ همین آقا در جلساتی مانند جلسه حضور سفیر اتریش (82 مهر 09) در شهر کتاب حضور فعال دارد. نتیجه ترویج سبک نویسندگی اروپای شرقی که از اهداف و کارگزاران آن 5شنبه گذشته در مقاله «ارتش سری در ادبیات داستانی ایران» نوشته ام، می شود همایش شهر کتاب به نام «استالین خوب» که روز 6 تیر 9138 در حول و حوش سالگرد فتنه با حضور نویسنده روسی آن برگزار شد که پیشنهاد می کنم به متن این جلسه رجوع شود تا ماهیت این جلسات بیشتر شکافته شود؛ نه فقط رسانه ها به انعکاس محض آن اکتفا کنند، بلکه وارد حوزه مقایسه تطبیقی برای تحلیل و تبیین بشود تا بفهمیم که چه اتفاقی می افتد که شهر کتاب در اولین و دومین سالگرد فتنه سبز، از «مصطفی ملکیان» (که علنا در تجمعات غیرقانونی سبزها و برای نمونه در تجمع مقابل مسجد قبا در حمایت از میرحسین موسوی حضور داشت) دعوت می کند؛ یا در حوالی همین ایام میزبان «سروش دباغ» (پسر سروش که اکنون به لندن گریخته)و... است.
سخنان این پژوهشگر یادآور ماجرایی بود که سال 6138 در یک نهاد فرهنگی دیگر به نام «خانه هنرمندان ایران» با مدیریت «بهروز غریب پور» اتفاق افتاد و روزنامه کیهان گزارش ها و مقالات متنوعی درباره عملکرد آن چاپ کرد، اما فضلی نژاد معتقد است که عملکرد سیاسی خانه هنرمندان بسیار کوچک تر از آن اتفاقی است که در شهر کتاب روی داده است. وی ادامه می دهد: «درخانه هنرمندان، روشنفکران سکولاری مانند رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش حضور داشتند که گرایش های دین ستیزانه خود را اغلب پنهان نمی کردند، اما در شهر کتاب اغلب چهره هایی از طیف موسوم به روشنفکران دینی حضور دارند که عملکردشان گویای یک «نفاق» است. مثلا در خانه هنرمندان، «صادق هدایت» یک الگوی ادبی معرفی می شد چون یک نویسنده سکولار اسلام ستیز است و این را هم نمی خواهد کتمان کند، اما همین چند روز پیش در 72 فروردین، دکتر محمد صنعتی در سایت شهر کتاب می گوید «صادق هدایت مذهب ستیز نبود.» این یک رویکرد محاسبه شده و پیچیده است. یک هدفش این است که مخاطب مذهبی اما بدون شناخت لازم از ادبیات لیبرالی را از رهگذر قلب و جعل واقعیت هایی مثل اسلام ستیزی هدایت، جذب کنند.»


رکود بازار کتاب یا...؟
گذشته از محتوا کمی هم به وضعیت مالی و فروش کتاب در فروشگاه های شهر کتاب بپردازیم؛ آن هم در این بازار کساد سرانه پایین مطالعه و گرانی کتاب و غیره.
باب شدن خبر کسادی بازار کتاب اما ازدحام مخاطبان کتاب سبب شد راجع به میزان درآمد شهر کتاب بپرسیم.
علی سراجی پور، مدیر شعبه ترمینال غرب شهر کتاب می گوید: «بعضی از اصناف مثل صنف طلافروشان و بازرگانان درآمد خوبی دارند اما صنف کتاب این طور نیست.»
وی ادامه می دهد: «کتاب عزیزتر و شأن آن بالاتر از آن است که بخواهیم با معیار پول بررسی اش کنیم اما در کل وضعیت خوبی نیست و طی 51 سالی که در این کار فعالیت می کنم اگر در صنف دیگری بودم قطعاً نتایج بهتری داشت.»
وی البته به این نکته هم اشاره دارد که مشکل ایران در بخش کتاب مشکل ارایه و عرضه بوده که شهر کتاب توانسته این مشکل را حل کند و دسترسی محلی به کتاب را آسان کند به ویژه اینکه مشتریان ما شهرستانی ها هستند و اینجا کتاب را دیده و می خرند.
سرپرست فروش یکی دیگر از شهر کتاب هایی که حسابی مشتری دارد و فروشنده ها وقت سر خاراندن هم ندارند، معتقد است: «ناشری که مدیریت این فروشگاه را به عهده دارد آن قدر از این فروشگاه درآمد کسب کرده که توانسته سه باب مغازه بزرگ در مکان های مناسب تهران بخرد.»
وی که مایل به معرفی خود نیست، شرط موفقیت شهر کتاب را شناختن چم و خم کار، تهیه کتاب از ناشران اصلی با درصد پایین و بدون حضور واسطه ها می داند و می گوید: «مدیر اینجا کتاب هایی را بیشتر عرضه می کند که سود بیشتری هم کسب کند و درصد خوبی نصیبش شود. اگر این طور کار کنند حتماً شهر کتاب محل پردرآمدی خواهد بود.»
وی در حالی این جملات را به زبان می راند که در قفسه کتاب ها می توان انواع و اقسام کتاب های نویسندگانی پناه گرفته در آن سوی مرزها را دید.
ازدحام برای هیچ!
فلکه دوم صادقیه- شهر کتاب گلدیس
فریاد بی وقفه مزدک میرزایی وقتی که قرار است بازی های جام باشگاه های آسیا را گزارش کند و فروشندگان کتاب هم غرق در تلویزیون پاس های گل را بشمارند و همان زمان قرار باشد با آن همه سر و صدا کتاب های دور و برت را ورانداز کنی، دیگر یادت می رود کتاب با سکوت و آرامش هم خانواده است.
میدان پونک- شهر کتاب بوستان
صبح روز سه شنبه: مدیر فروشگاه به علت انبارگردانی حاضر به مصاحبه نیست.
بعدازظهر پنج شنبه: راجع به محتوای کتاب برخی نویسندگان مخالف با نظام جمهوری اسلامی و گلایه برخی مشتریان به سراغ مدیر شهر کتاب بوستان می رویم.
آقای مدنی که خود را سرپرست فروش معرفی می کند، می گوید: بازرسان محسوس و نامحسوس از سوی دفتر اصلی شهر کتاب گاهی به اینجا سر می زنند و گاهی هم کتاب هایی سفارش می شود که حتماً تهیه کنیم اما یادم نمی آید مانع از عرضه کتابی شده باشند یا اینکه بگویند آن را نیاوریم.
البته وی اضافه می کند: «اگر کتابی را نداریم حتماً به خاطر تمام شدن چاپ آن در بازار کتاب است. راستی همین دو سه روز پیش اعلام کردند کتاب «نورالدین پسر ایران» را تهیه و عرضه کنید! اما تمام شده و باید منتظر چاپ بعدی باشیم.»
خانم ابراهیمی که فروشنده است، می گوید: «بیشترین مشکل ما این است که کتابی از سوی صدا و سیما تبلیغ می شود و مخاطبان همان را می خواهند اما چون در بازار نیست باید بگوییم منتظر چاپ بعدی باشند.»


روانشناسی غرب غوغا کرده!
وقتی از فروشندگان شهر کتاب راجع به کتاب های پرمخاطب می پرسیم، به روانشناسی عام اشاره دارند از نویسندگانی مثل «دیل کارنگی» تا همه نویسندگان خارجی دیگر که نسخه های روانشناسی غربی برای جهان می پیچند، می گویند.
دکتر محمدرضا معینی مشاور و کارشناس مسائل روانشناسی هم معتقد است که افراد هر کشوری باید در وهله نخست، کتب روانشناسی بومی و نوشته شده توسط روانشناسان کشور خود را مطالعه کنند و اصول سفارش شده در این کتب را به کار ببرند.
معینی در توضیح بیشتر می گوید: «ما یک غذای جسم داریم و یک غذای روح. همان طور که غذاهای هر کشوری متناسب با شرایط آب و هوایی و ذائقه مردم آن کشور به وجود آمده، پخته شده و خورده می شود، کتب روانشناسی هر کشوری نیز باید متناسب با فرهنگ، هنجارها، ارزش ها و ذائقه فکری مردم آن منطقه جغرافیایی تهیه شود چرا که روانشناسی غذای روح و روان است.»
گفته می شود یکی از عوارض اعتیاد به کتب روانشناسی غربی، مادیگرا شدن ذهن یا در اصطلاح «ماتریالیست» شدن است. افرادی که به این کتاب ها عادت می کنند، دچار نوعی خلاء در فکر، ذهن و روان خود می شوند.در حالی که کتاب های روانشناسی غربی در شهر کتاب به وفور دیده می شود.
دکتر معینی تصریح می کند: «حتی اگر در کتب روانشناسی غربی، رگه هایی از معنویت هم دیده شود، این معنویت به علت ریشه داشتن در تفکرات شبه عرفانی و اندیشه های کاذب معنوی، مادیگراست!»
مصطفی تبریزی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هم عقیده دارد: «کتاب های روان شناسی باید از سوی یک مرجع معتبر به خانواده ها توصیه شوند زیرا مثلا یک کتاب تربیت کودک که برای خانواده معمولی مناسب است اما برای یک خانواده وسواسی مخرب است و موجب می شود آن ها به فرزندشان فشار بیاورند.»
وی ادامه می دهد: «باید تشکیلاتی که کتاب های مناسب روان شناسی را برای موارد مختلف توصیه می کند مشخص شود و خانواده ها برای استفاده از کتاب های موجود از مشاور کمک بگیرند. یک پروسه اجتماعی در کار است که صاحبان نظریه روان شناسی با هم اختلاف دارند، یعنی دیدگاه آن ها با هم فرق می کند. اگر بر سر کتاب های روان شناسی موجود در بازار یک متولی بگذاریم یک نظریه حاکم می شود و آزادی اندیشه و تحقیقات و پژوهش ها از بین می رود. اما کتاب هایی هستند که تبلیغاتی اند و متأسفانه بدآموزی هم دارند که کارشناسان باید در این زمینه اظهارنظر کنند.»
وی تصریح می کند: «بهترین راه برای مطالعه کتاب این است که با یک مشاور همفکری کنیم چرا که ممکن است یک کتاب برای یک نفر خوب باشد ولی برای نفر دیگر مناسب نباشد. به عنوان مثال بهترین کتاب تربیت کودک را اگر به یک خانواده مبتلا به وسواس بدهیم آن ها حتماً به فرزندانشان آسیب می زنند چرا که به هر نکته ای که تکیه می کنند و کودک را تحت فشار قرار می دهند.»

/ 0 نظر / 60 بازدید