یادداشت

رسالتی که شورای نگهبان به دوش می کشد

 

ایرج نظافتی

یکی از مسایلی که در روزهای اخیر در صدر اخبار محافل سیاسی کشورمان قرار گرفت،رد یا تایید صلاحیت داوطلبان نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود.

انتخاباتی که قرار است در 12 اسفند ماه سال جاری برگزار شود.

کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان روز شنبه اعلام کرد که در مجموع بررسی صلاحیتها ،کاهش زیادی در رد صلاحیتها نسبت به دوره‌های قبل وجود داشته است، به نحوی که در این دوره نسبت به مجلس هشتم ۱۷ درصد تأیید صلاحیتها افزایش داشته و به همان نسبت نیز در عدم تأیید صلاحیتها با کاهش روبه رو بودیم.

در حال حاضر نیز در مرحله فرصت ۲۰ روزه بررسی شکایات داوطلبان نسبت به نظرات هیئت‌های اجرایی و نظارت قرار دارم و پس از آن نیز فرصت یک هفته‌ای تبلیغات انتخاباتی را پیش رو خواهیم داشت و نهایتا در روز ۱۲ اسفند انتخابات برگزار می‌شود.

گفته می شود در هفته های اخیر افرادی که صلاحیت آنها توسط هیئت های اجرایی و نظارتی مورد تایید قرار نگرفته به دنبال راهکاری هستند تا به هر وسیله ممکن بتوانند از فیلترینگ شورای نگهبان عبور کنند اما در این میان نکته حائز اهمیت رسالت خطیر شورای محترم نگهبان در نحوه رسیدگی دقیق و همه جانبه به صلاحیت داوطلبان است.

 چرا که این شورا در مورد بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات وظایف قانونی و نظارتی بر عهده دارد و بر همین اساس نباید افرادی که به هر دلیلی مورد تایید نیستند وارد رقابت های انتخابات شوند، که در این میان ایستادگی شورای نگهبان در برابر افراد فاقد صلاحیت قابل تقدیر است.

اما در این روزها در محافل سیاسی این جمله مکرر شنیده می شود که فلان فرد یا برخی از نمایندگان فعلی مجلس را با استناد به "عدم التزام عملی به اسلام" رد صلاحیت کرده اند.

در این زمینه باید گفت که در مورد عدم احراز در قانون انتخابات شرایطی ذکر شده است مبنی بر اینکه آیا عدم التزام به اسلام به معنای مسلمان نبودن است؟

در این باره باید گفت که شورای نگهبان برابر چارچوب های تعریف شده قانونی و بر اساس گزارش‌های موثق و مستند دریافتی اقدام می‌کند. حال اگر فردی کاری کرده که آن حر کت در ردیف گناهان کبیره محسوب می شود،بدون شک این مسئله التزام عملی به اسلام را مخدوش می‌کندو اقدام شورای نگهبان در رد صلاحیت آن فرد با استناد به عدم التزام عملی به اسلام کاملا منطقی و قانونی است.

با این حال باید اذعان داشت چه بسا افرادی که هم اکنون نیز در جایگاه وکیل مردم قرار دارند ولی هنگامی که عملکرد چهار ساله آنان را بررسی می کنید می بینید که بعضا نه تنها خدمتی به مردم و نظام و انقلاب در کارنامه کاری آنها دیده نمی شود بلکه هر جا که رد پایی از جریان های انحرافی، اختلاس و . . . را دنبال می کنید به نوعی حضور این به اصطلاح نماینده کاملا مشهود است، که چنین فردی قطعا صلاحیت حضور مجدد در این میدان خدمتگزاری را ندارد.

و یا هنگامی که کارنامه چهارساله عملکرد فلان نماینده را بررسی می کنید می بینید که تمام هم و غم این آقای نماینده عزل استاندار حوزه انتخابیه خود بوده و بارها با رییس جمهور و اعضا دولت دیدارهای مکرری داشته و حتی چندین جلسه محرمانه با شاه کلید جریان انحرافی داشته و تنها خواسته او عزل استاندار یا فرماندار یا فلان مدیر استانی و انتصاب گزینه های مورد نظر خود در این سمت ها بوده و در کارنامه این آقای نماینده به جز جنجال و آشوب و تنش و چوب لای چرخ دولت و مدیران محلی گذاشتن اقدام قابل دفاعی  وجود ندارد،حال آیا جایز است صلاحیت چنین فردی از سوی شورای محترم نگهبان تایید شود؟

و یا فلان فردی که تا پیش از این از افرادی بوده که در سمت های اجرایی حضور داشته و به دلیل سوء مدیریت عزل شده بدون شک صلاحیت نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی را ندارد.

بر همین اساس آنانی که این روزها به شورای نگهبان خورده می گیرند که چرا فلان فرد را تایید نکردند،باید بدانند که این شورا همچنان که در گذشته هم ثابت کرده، در مسیر دفاع از نظام و انقلاب با هیچ فردی عهد اخوت نبسته و فقط ناچار به انجام وظایف قانونی، شرعی و انقلابی است و اگر می بینیم فلان فرد از فیلتر این شورا عبور نکرده قبل از اینکه قضاوتی عجولانه داشته باشیم بهتر است قدری تامل کنیم و بدانیم که قطعا هیچ فردی بدون دلیل و سند و مدرک قانونی رد صلاحیت نمی شود.

/ 0 نظر / 37 بازدید